با اجازه آقا مصطفی

دلم نیومد این و اینجا نذارم :

با اینکه تنها بودی و هیچکسی رو نداری
عزیز من غصه نخور وقتی خدا رو داری
عزیز من گریه نکن فدای قلب تنگت
حیفه که بارونی باشه اون چشمای قشنگت
خسته نشو از این روزای خسته
من که اینو خوب می دونم چقدر دلت شکسته
بزار تا دنیا بدونه این تویی که نباختی
بااون همه دربدری روزوشبارو ساختی
بزار تا دنیا بدونه هنوز دلت جونه
عزیز من خسته نشو از دست این زمونه
یه روزی از همین روزا غصه وغم میمیره
این روزگاربی وفا به دست تو اسیره
یه روزی هم صدا می شی با نغمه های تازه
ترانه هات عوض می شن اگه بدی اجازه
خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم می شه پس دیگه گریه بسته

بازم مرسی دوست عزیزم

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی امیدی

سلام. نه اصلا هم ناراحت نشدم. ممنون كه به من دلگرمي ميدي. سعي ميكنم مطالب جديدي تو وبلاگم بنويسم كه بدرد شما هم بخوره يعني اينكه بتونه به شما كمك كنه تا هميشه موفق باشيد. ولي الان دارم ميرم مسافرت. تنهاي تنها يك هفته ديگه برميگردم. فعلا خدا نگهدار...

ام‌السروش

سپیده جون کجایی؟ هنوز درگیر اسباب‌کشی هستی؟ خدا قوت!

مصطفی

سلام سپيده جان. چطوري؟ خبري ازت نيست؟ كاراي اسباب كشيتون هنوز تموم نشده؟ من آدرس وبلاگم رو تغيير دادم، آدرس جديدم رو برات مينويسم.منتظرت هستم. www.faramowj.persianblog.ir

نسرین

خیلی صمیمی و صادقانه می نویسی از شنیدن صدای قشنگت خیلی خوشحال شدم عزیزم . به امید دیدارت

مصطفی

./ سلام سپيده جان. كي گفته مطالبم هم عوض شده؟ تازه يكم دارم فكر مي كنم تا كارم رو يكم بهتر كنم وبلاگ قبليم هم كه از بين نرفته همون وبلاگ با همون مطالب هست فقط قالبش و آدرسش عوض شده.. غير اينه؟ بازم بهم سر بزن. بزودي مطالبي ميخوام بنويسم تو وبلاگ كه فكر ميكنم بدردت بخورن. راستي اينم خيلي خوبه كه ميخواي ديگه از افسردگي ننويسي. صبر كن، صبر كن، سحر نزديك است... گفتم كه روي ماهت از من چرا نهان است؟ گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت؟ گفتا نشان چه پرسي؟ آن كوي بي نشان است گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانيست گفتا كه در ره ما غم نيز شادمانيست

مژگان امینی

[گل]سلام خوبی ؟ دندانهای آقا پسرت در آمد؟آش دندونی پختی براش؟

مژگان امینی

دندانهای جلوی همه ی بچه ها آنها را اذیت می کند.زیاد سخت نگیر.[نیشخند]

فراموج(مصطفی سابق)

سلام. بابا یه پست بده دیگه. هروقت میام و این پست اخرت رو می بینم حسابی شرمنده میشم.[خجالت] راستی تازه چه خبر؟[نیشخند] به من سر بزن

حسین محمودزاده

سلام برای این مطلب من کامنت گذاشته بودم . لطفاَ بفرمائید : اولا َ سر کامنت من چه بلائی اومده دوماَ این تائید نظر معنیش همینه سوماَ وقتی نظر پس از تائید میاد تو پستت . میفهمیم که خوندیش حتی اگه جوابشو ندی پس نتیجه میگیریم که نخوندیش . اگه نخوندیش کامنتمو پس بده [چشمک]