عذر خواهی

شرمنده روی همتون هستم ولی تصمیم گرفتم این داستان رو ادامه ندم و اونچه نوشتم رو حذف کنم. چون شدیدا س ی اس یه و تصمیم ندارم وبلاگم رو س ی اس ی کنم. اگه ادامه بدم مجبورم سانسور شده بنویسم و این موضوع از کیفیت و کمیت داستان واقعی کم می کنه. به هر حال ببخشید.

با یه قصه دیگه خدمت میرسم.....

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محدثه

سپیده جان بی زحمت قبل از این که بری شام بپزی این کامنتدونین رو تاییدش رو بردار بذار ما هم یه صفایی کنیم با سحر!

سحر

خوب سپیده رفت شام بپزه...محدثه جون چطور مطوری؟گل دخملی خوبه؟انشاالله که تعطیلات خوش گذشته؟خانواده خوب بودن؟

محدثه

سحر به نظرت چه کار کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟من دلم برای همهمه بچه ها تنگیده[گریه]دلم برای همه گوگولی ها هم تنگ شده.پارسا خوبه؟

سحر

نمیدونم محدثه جون چیکار میتونیم بکنیم؟؟؟من واقعا کلافه ام....همه اش انگار یه چیزی گم کردم...یه چیزی نیست...خیلی دلم برای همه تنگه...قد سوراخ جوراب مورچه.....[گریه]

مریم

دوست ندارم وبت فیل -تر بشه [چشمک] منتظر پسورد جدیدم

بادوووم

سلام خانمی.خوبید ایشاله؟عیدتون بازم مبارک.منم پسورد جدید رو میخوام.مرسیییییییییییییییییییی[گل][لبخند]

محبوبه

کارت عاقلانه است که نمی خوای ادامه بدیش. منم دوست ندارم وبلاگت سیاسی بشه.

نسرین . م

چاردیواری و اختیاری ! راستش داستانهای معمولی و خونوادگی به من بیشتر مزه میده . پس خوب کردی عزیزم

ShiShi

sepide jooni man passworde ghabli ro didam gofti avaz mikoni vali yadam raft toam oon post ro bardashti:( nashod koodakiye 2 ro bekhoonam :(