زنگ تفریح
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٧   کلمات کلیدی:

سلام دوستان

ببخشید که باز هم مدتیه آپ نکردم و همه رو تو خماری گذاشتم خجالت راستش این هفته خیلی درگیرم ، 3 تا اسسمنت دارم، 2 تا هم مینی پرزنتیشن! ( نگید این دچار تهاجم فرهنگی شده واژه انگلیسی استفاده می کنه ها! آخه اصلا نمیشه به اسسمنت امتحان یا ارزیابی یا همچین چیزی گفت چون کاملا با اونچه که ایرانه فرق می کنه و من بگم امتحان الان فکر می کنید چه خبره! ولی خیلی هم خبری نیست باید یه 10 ، 12 صفحه ایی تکلیف تحویل بدم به اسم اسسمنت! نه اساینمنت ها! قاطی نکنید! ولش کن بابا الان همه گیج میشید که این چی داره بلغور می کنه!) 

 تازه اینا به کنار خونه تکونی هم اون وسط مسطا می کنم! مثلا نزدیک نوروزه دیگه نیشخند حالا اینا همه هیچی ، مادر و پدر همسرم همین پنج شنبه دارن تشریف میارن استرالیا! مطمئنم الان دیگه همگی درک می کنید چقده گرفتارم نه؟

حتی وقت نکردم بعضی از کامنتها رو که سوال کرده بودن جواب بدم برای همین تاییدشون نکردم! الان از دستم ناراحت نیستید که؟

از همه بدتر نه ببخشید "بهتر" این پسرمه که به محض اینکه میشینم دو خط بخونم یا بنویسم مثل بلدوزر میاد روم و قشنگ با خاک یکسانم می کنه! نمی دونم جداً این بچه هدفش از این کار چیه؟ تو گویی که اصلا ما را نمی بیند و با خیال راحت روی بنده و تمام دمبل و دستکمان پیاده روی می کند! یا شاید هم ریز میبیند! ضمنا تمام مدتی که بیدار هستند ایشون ، این تی وی بی پدر و مادر هم باید روشن باشه! وقتی خاموشش می کنم فکر می کنه باید بخوابه و جیغ و فغان راه می اندازه که بذار روشن باشه پول برقش و بابام میده!!! فکر نکنید خسیسم ها! ولی قبض برق که اینجا میاد قشنگ می گیره خشکت می کنه می چسبونه گوشه دیوار! هر سه ماه 500 ، 600 دلار پول برق کم چیزیه؟ الان بالغ بر یک ساله که من قبض زیر 400 دلار ندیدم! آخ دلم لک زده برای قبض برقهای ایران ، هر سه ماه می اومد 5 ، 6 هزار تومن! یادتونه؟ البته دیگه فکر کنم شما هم باید با خاطراتش زندگی کنید! هی هی هی روزگار چقدر بی رحمی تو! حالا باز جای شکرش باقیه گاز نداریم که قبض اون بگیره خفه مون کنه! خدایا شکرت!

خوب ببخشید دیگه سرتون و درد اوردم ، مشقام مونده یول