سرپناه (6) - فصل دو
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۸   کلمات کلیدی:

شهلا با اینکه از لحاظ سنی از حوری کوچیک تر بود ولی خیلی کار بلدتر و تر و فرز تر از حوری بود ، دست پختش عالی و خونه داریش حرف نداشت! انگار نه انگار که تازه عروس بود ، تو همه کاری تجربه و تبحر لازم رو داشت حتی تو بچه داری! خیلی خوب از پس ترانه بر می اومد و تو کارهای خونه هم کمک مادر علی بود ، این شد که مادر علی مجددا تونست به سر کار اسبقش که کار تو یه کارگاه خیاطی بود برگرده. این شرایط برای مادر علی خیلی خوب بود چون با کاری که می کرد دیگه وقت نمی کرد به کارهای خونه و بچه ها که کوچیک بودن برسه آخه مدتی بود که شوهر الکلیش خونه نمی اومد و غیر از علی و برادر بزرگترش که کار می کردن و یکی از خواهرهای علی که ازدواج کرده بود بقیه بچه ها مدرسه ایی و تو خونه بودن.

روی ادامه مطلب کلیک کنید


 
سرپناه (5) - فصل دو
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳   کلمات کلیدی:

روز بعد به صورت تفاهمی و خیلی بی سر و صدا حوری و علی از هم جدا شدن. حوری مهریه زیادی نداشت همون مقدار رو بهش دادن و راهی خونه مادرش شد. ترانه قرار شد با علی بمونه.

روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


 
سرپناه(4) - فصل یک
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦   کلمات کلیدی:

علی پیش خودش زمزمه کرد طلاقش بدم بره؟ طلاقش بدم؟ به همین راحتی؟ اونم الان با یه بچه یک ساله؟

روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


 
سرپناه (3) - فصل یک
ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٥   کلمات کلیدی:

به محض اینکه بچه به دنیا اومد ، حوری سر خسته اش رو که از شدت ناتوانی به زور بلند کرده بود چرخوند طرف بچه تا ببینه پسر هست یا نه؟

روی ادامه مطلب کلیک کنید