دلم گرفته
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳٠   کلمات کلیدی:

خوشا به حالت ای روستایی               چه شاد و خرم چه با صفایی

در شهر ما نیست جز دود ماشین        دلم گرفته از آن و از این

ای کاش من هم پرنده بودم                با شادمانی پر می گشودم

می رفتم از شهر به روستایی            آنجا که دارد آب و هوایی


 
به نام او
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩   کلمات کلیدی:

دیشب موقع خواب فکر کردم یه وب لاگ بسازم تا از تنهایی دربیام. امروز کلا یادم رفته بود که دیشب چه فکری داشتم ، اما یه دفعه نمی دونم از کجا یه صفحه جلوم باز شد که سمت راستش اون بالا نوشته بود ایجاد وبلاگ! به فال نیک گرفتم و شروع کردم. در مورد اسمش دو دل بودم ولی از اونجا که از خونه دورم اسمش رو همین گذاشتم.

هنوز نمی دونم چی می خوام توش بنویسم و از کجا بنویسم. فقط گفتم بسم الله....